|
هنر و سینما
🔸 باید توجه داشت که سینما، یک رسانه مجازی نیست؛ هرجا که فکر و اندیشه و هنر در جریان است فضا فضای حقیقت است لذا همه ما در فضای حقیقت زندگی می کنیم، کسانی که از برخی هنرها و رسانه ها به «مجازی» یاد می کنند اگر راه انديشه را راه مستقيم ميدانستند هرگز از اين فضا به فضاي مجازي ياد نميكردند. 🔸غربی ها خيال كردند كه سرگرمی های بشری ميتواند خلأ معنوی بشر امروز را پر كند در حالی که بشر يك گمشدهاي دارد و آن گمشده مشتركات فطرت است؛ همهٴ انسانهاي جهان يك زبان مشترك دارند،. 🔸زبان مشترك بشر، زباني است كه اين پيمان را تحكيم ميكند و سينما اين قدرت را دارد كه ايمان و وفاي به عهد را در جامعه متعالي كند و اين را همه افراد جهان ميپذيرند. لذا زبان سينما بايد زبان مشترك همهٴ جهانيان یعنی زبان فطرت باشد. 🔸آموزههاي پيامبر مربوط به زبان مشترك همه افراد جهان است، فيلم محمد رسول الله(ص)، پاسخي محكم به شبهات و تحريفات مطرح شده توسط سلمان رشدي و امثال اوست چرا که تنها ابزاری كه ميتواند با زبان زنده، پاسخ سلمان رشديها را بدهد همين هنر است كه اميدواريم قسمتهاي مربوط به جواني و بعثت پيامبر نيز ساخته و اكران شود تا جهانیان بیش از پیش با ابعاد حقیقی وجود مبارک پیامبر اسلام آشنا شوند. 🔸برخي تنگنظريها در محدوده سينما كاري از پيش نميبرد، آن وسعت نظر پيامبر (ص) بود که باعث شد مسيحيانی که جهت عبادت با اجازه پیامبر وارد مسجد مدینه شدند پس از مدتي ناقوس خود را كنار گذاشته و به اسلام متمايل شوند. 🔸هنر بايد با فقه و اخلاق يك تعامل مشترك داشته باشد. هنرمندان بايد با كتب عميق علمي كه از بزرگان به ما رسيده است مانند كتب عقلي و آثار بزرگانی همچون عطار، مولوي و سنائي آشنا باشند و مایه هنری خود را از آنها دریافت کنند. 🔸ما در اين جهان مانند افراد خوابی هستیم که خواب می بینیم اما خواب ما تعبيری دارد كه پس از اين جهان چه خبر است؟! از كجا آمدهايم و به كجا ميرويم؟! هر رؤيایی يك تعبيری دارد كه معبّر ميتواند آن را بفهمد، بايد از ظاهر خواب عبور كرد و به باطن آن پي ببرد. هنر اگر توانست ما را به آن مقصد اصلي برساند و معبّر ما باشد و ما خوابيدهها را بيدار كند و هنر معقول باشد، خواهد توانست جامعه را احيا كند. 🔸اگر محتوا غني باشد اما خط خوانا نباشد كسي رغبت نميكند به محتوا توجه كند اما اگر خط زيبا بود انسان رغبت ميكند تا محتوا را نيز بررسي كند، لذا هنر حرف اول را ميزند چرا كه به همه حواس عنايت ميكند؛ سينما همه حواس را تأمين ميكند، اين رسانه حيف است كه مانند هنر غرب فقط خيال انسان را تأمين كند، ما بايد مرز هنر حقیقی را از هنر سطحی كاملاً جدا كنيم، هنرمندان باید در پي هنر كوثري باشند و توجه داشته باشند که فرق جوهري هنر حقیقی و هنر کاذب اين است كه هنر کاذب انسان را ميخواباند اما هنر حقيقي انسان خوابيده را بيدار و هشيار ميكند و در جامعه تأثير مثبت ميگذارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 9:10  توسط علیرضا حمزه یی
|
|
|